|
هویت تاریخی و فرهنگی فهادان
|
یزدفردا "ناصر حیدرزاده : ما نیز به نوبه خود به ملت بریتانیا ، تبریک و تهنیت فرستاده و با کمال صداقت ، غبطه و ناراحتی خود را بر ملا ساخته ، به این واسطه ، که ما نیز، حول وحوش صد و اندی سال ، قبل از آن ، در خطه یزد قبه فهادان ، معروف به دوازده امام ، محل اجماع عالمان ، امراء، مهندسین و هنرمندان بوده، که این بارگاه ، برای شور و بحث و آموزش بنا گردید .
به سال 429 هجری قمری( یعنی حدود 1000 سال قبل)!!!.
که یکی از مراکز علم آموزی ،در دوران خود و بعد از آن محسوب بوده است.
اما به اجمال به معرفی مراکز علمی ، که در زمان خود معروف به مدرسه بوده ، همچون اصطلاح ،Academy ،در محاوره غرب پرداخته، فقط در یک نقطه مرکزی شهر باستانی یزد (محله فهادان) ،تا یک مشت نمونه ای از خروار باشد .
1- مدرسه ،" college" شیخ الاسلام اعظم : تاُ سیس در اوایل سال 400 هجری قمری ، که محل آ ن مکانی بوده که روبروی آن مسجد چهل محراب فهادان در دیگر سوی میدان و مصلی آن بعداُ بنا گردیده است ، که موسس آن قریب به یقین باید شیخ الاسلام اعظم سعید موُتمد الدین ابی بکر بن یوسف یزدی (عارف اعظم ) ، متوفی به سال 430 هجری قمری باشد. (تاُسیس فریب به یقیین هزار سال)....... .
2- مدرسه..( ارسلان خاتون) - این بنا به امر ارسلان خاتون ، همسر علاء الدوله ، بین سال های 504 الی 513 هجری قمری دائر گردید. عمربنا{900 سال}!. مکان نامعلوم.!..........
3- مدرسه ضیائیه : که از آثار عارف ، مولانا ضیاء الدین حسین رضی بن مولانا شرف الدین علی بوده ، که در سنه 631 هجری قمری ، امر به بنا شده ، و توسط اولاد ، بسط و گسترش یافته ، که در سال 705 هجری قمری به ختم کمال رسید. (800 سال قبل)
4- گنبد شیخ احمد فهادان : مکانی که مولانا فخرالدین احمد اسفنجردی ، عالم و عارف و برادرش مولانامحمداسفنجردی و تقی الدین اولاد و... ، به وعظ و تدریس مشغول بودند.
سال تاُ سیس بنای مدرسه اولیه و بانی آن معلوم نیست .اما آنچه مقبول است ،قبل از وفات شیخ بناگردیده ، چون وفات شیخ به سال 727 هجری قمری ثبت است ، ما بنا را بر کم گذاشته و تاُسیس آن را واقع در سال 700هجری قمری قلمداد می کنیم.عمر بنا، ( قریب 700 سال)
5- گنبد مدرسه هشت( مدرسه حسینیان ) : این مدرسه، به سال 726 هجری قمری ،توسط سید شرف الدین حسین، امر به بنا گردیده و توسط فرزندش امیر معین الدین اشرف ، بسط و گسترش و به کمال رسید. عمر بنا (700 سال)
6- کوچه کتابخانه : بنا به عرف ، باید در جوار مدرسه ای واقع بوده باشد ،که نه ثبت است ونه دارای نظریه ای و نه تحقیقی در بابت آن. عمر بنا ( نامعلوم!!! )
7- و...شاید که چندتای دیگر که در تاریخ نامی از آنها نداریم ، یا مدارسی کوچکتر که واجد اهمیت ، برای ثبت در تاریخ زمان خود نبوده اند.( اما ...بایدبه احداث این هفت مرکز اشائه دهنده علم ،فقط در طی 1000 تا 700 سال قبل بسنده کنم . ویاد آور شویم ،که در حال حاضر ، با کمال شگفتی ، در بافت قدیم محله فهادان ، حتی یک مدرسه ابتدائی ، نیز وجود ندارد.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
دراصل ، فارغ التحصیل ها و اساتید این مدارس یا کالج ها و آکادمی ها ، یا به زبان محاوره ای جدیدمان ، دانشگاه ها و... ، چه اشخاصی بوده اند؟؟؟!!!. .........
در واقع اثبات وجود این مدارس ، به وجود عمل و عاملین متخصص در هر فن و رشته ای باز میگردد. و آثار و نامی که از آنها باقی مانده است. که در این مقال نمی گنجد ،و به صورت جسته ، گریخته ، به آن می پردازیم.
در زیر این سقف های بلند ، معماران ،مهندسان ، مواد شناسان ، رنگرزان ، رنگ سازان ، طراحان ساختمان ، لوازم صنعت ، نساجی ،و... هنرمندان نقاش ، حکاک ، خطاط ، حجار و... نویسندگان و اکابر ، شعرا، منشیان ، حسابرسان ، حکما و حکیمان ،داروشناسان و دارو سازان ،راصدین و عالمان نجوم ،و...........پای بر عرصه ظهور نهاده و همین ها بودند ،که مدارس بعد را احیاء کردند.
همین ها برج و باروی شهر را طراحی و پی افکندند . این ها بودند که با علم خود در دل زمین از ده ها کیلومتر ، آنسوی تر ، از دامن کوه ها ، مسیر یابی و سختی سنجی زمین را به دست آورده تا آب شرب قنات را در نقطه به نقطه شهر رسا نند ، تا اهالی شهر را سیراب و شهر را آباد کنند.
اینها کسانی بودند ، که ادوات و طرح ساعت وقت الساعه را ، رسم و بر راُس بلندای نشاندند.
اما...چه شد؟ ، که این جامعه انباشته ، از علم وهنر، به بیراهه رفت و چند قرونی بعد به ورطه فراموشی افتاد.!!!.
چه شد ؟ که به جای حفظ و حراست از کتب و نوشته های آن عالمان و راه و طریقت آنها ، ناگاه به صرافت حفظ قبور آنها و خرافه گوئی افتادند.!!!
چرا به جای درس وتحصیل ، در زیر این گنبد ها ، به فکر قبرستان نمودن آنها افتادند؟؟؟!!!.
آن حداقل شش کتابخانه واقع در محله فهادان ، چه شد؟؟؟!!!
و عذر بد تر از گناه ، که کتاب هایش چه شد!!!.
وای و صد افسوس
اما اگر بودند و آنراه طویل را بر طریقت بودند و بودیم تا به امروز ، ما نیز در این زمانه جشن بزرگ هزاره دانشگاه شیخ الاسلام اعظم یوسف یزدی را ، با غرور و سربلندی ، میگرفتیم.
افسوس و صد افسوس!!
انشاء ا... اگر روزگار وقت را از ما مضایقه نگرداند ، در مقاله ای دیگر اسامی تمامی مدارس یزد ، که ثبت در تاریخ است از اولین دوران ، تا اواخر دوران قاجاریه را معرف به حضور فردائیان خواهم کرد.
یزدفردا
|
یزدفردا -ناصر حیدرزاده:خواهش و تقاضای من از معاونت محترم فرهنگی و همچنین از روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و...این است که در مورد اشائه و پخش اینگونه مستندات علمی با مجربین و حاذقین در این امور مشورت نموده، تا هر چیز خیالی و داستانی (شاهنامه ای ) ، با مهر تآیید بالا ترین مرجع معتبر، یعنی اداره میراث فرهنگی و....منتشر نشود .
|
یزدفردا -ناصر حیدرزاده "متآسفانه به خاطر ضیق وقت فقط به خاطر ارادت به چند دوست فردائی به اجمال ، نقدی بر گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و... استان یزد، در رابطه با نقوش تخته سنگ های کوه ارنان می پردازم
1- جنس سنگ های نامبرده رسوبی آهکی (کلسیک)است ، باسختی پوسته ای ، که داخل آن پوکه و نرم
2- پوسته کلسیک اکسیده آن ، طبق جدول Hardness moh\'s ، سختی آن حدود 3 می باشد. و سختی برش آن ،طبق روش مطلق Rosiwal، قریب چهار و نیم می باشد. یعنی یک سکه مسی آنرا خراش می دهد!!.
3- مغز یا داخل سنگ نامبرده ،حتی به وسیله یک چوب نیم سخت قابل خراشیدن و پراندن ذرات آن است.
4- طبق اسناد و کشفیات معتبر Metallurgy ، یا فن استخراج و ذوب فلزات، متالورژی آهن حد اکثر 2000 سال ، و حد اقل به 1300 قبل از میلاد می رسد.
5- نقوش هیچکدام ، نه ذهنی ( خیالی) ، یا نماد پرستشی Symbolic ، بلکه باورانه و حقیقی ، که توسط یک مبتدی خوش ذوق حجاری و نقر گردیده است.
نتیجه:
الف- این سنگ ، با این نرمی و ضعف در برابر عوامل فیزیکی و شیمیائی ، لوحی مناسب ، برای حفظ و نگهداری نوشته یا نگاشته ای بیش از چند صد سال نمی باشد. ( چند صد سال کجا !! و چند هزارسال کجا!!!!!!!!! ).
ب- در مورد لوازم و ادوات حکاکی ، باید متذکر شوم ، که این سنگ نما، سنگ نبوده ، بلکه رسوبات دوران گرمایشی زمین ، یا دوران دریائی بودن منطقه است. که چون ربطی به این مقال ندارد ، از آن گذشته و به خواص فیزیکی و شیمیائی آن می پردازم.;باز باید یاد آور شوم که جسمی با پوسته حدودآ نرم و مغزی کاملآ نرم ، همچون گچ، رس و آهک همگن شده ، که حتی به راحتی با چوبی نیم سخت ، قابل خراش و تراش می باشد.
( اما به گفته نگارنده مقاله، در آخر که تآکید است می گوید احتمالآبا آهن یا ابزار فولادی !!!حک شده است.).
باید متذکر شوم که پوسته سخت آن ، حتی با مس سرد کار شده نیز قابل حکاکی است .
اما متالورژی آهن که حد اکثر 4000 سال دارد کجا و حکاکی کذائی 6000ساله ، با آهن و فولاد کجا!!!!!!!!!!!.
پ- در آخر خواهش و تقاضای من از معاونت محترم فرهنگی و همچنین از روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و...این است که در مورد اشائه و پخش اینگونه مستندات علمی با مجربین و حاذقین در این امور مشورت نموده، تا هر چیز خیالی و داستانی (شاهنامه ای ) ، با مهر تآیید بالا ترین مرجع معتبر، یعنی اداره میراث فرهنگی و....منتشر نشود .
تا با این مقالات غیر مستند سازمان زیر سوآل و مورد استهزاء نرفته و قرار نگیرد.
یزدفردا